برای پدر
و این است
ستایش عاشقانه ام
خواهمت خواند
که تویی زیبای خفته ام
تویی آرزوهای بر باد رفته ام
تویی معنا ی سکوتهایم
تویی تکرار الفاظ عارفانه ام
تویی که گرمای دستانت نوازشم می کرد
تویی که ...
هنوز نمیدانم چگونه بپذریمت در نگاه هایم
هنوز نمیدانم چگونه تو را میخواهم وقتی که نیستی
هنوز نمیدانم در این لحظات که به تو احتیاج دارم ...
در این لحظات که تو را می خواهم ...
وباز آرزوی همیشه ام
پدر ای کاش بودی...
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/۱۱/۱۷ ساعت 10:34 توسط آرام عظیمی
|