دلتنگی
یا رب سببی ساز که یارم به سلامت // باز آید و برهاندم از بند ملامت (اللهم عجل الولیک الفرج)
اخلاص
کعبه را گفتم تو را خاکی و من ز خاک
چرا باید به دور تو بگردم ؟
ندا آمد تو با پا آمدی
برو با دل بیا تا من بگردم
+
نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/۱۰/۲۶ ساعت 11:31 توسط آرام عظیمی |
برای تو و خویش
چشمانی آرزو میکنم
که چراغها و نشانه ها را
در ظلمات مان
ببیند
گوش
که صدا ها و شناسه ها را
در بیهوشی مان بشنود
برای تو و خویش ، روحی
که این همه را
در خود گیرد و بپذیرد
و زبانی که
در صداقت خود
ما را از خاموشی خویش
بیرون کشد و بگذارد
از آن چیزی که در بندمان کشیده است
سخن بگوییم .
ترجمه: احمد شاملو
خانه
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
مهر ۱۳۹۵
مرداد ۱۳۹۰
بهمن ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
اردیبهشت ۱۳۸۹
فروردین ۱۳۸۹
اسفند ۱۳۸۸
بهمن ۱۳۸۸
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
آبان ۱۳۸۸
مهر ۱۳۸۸
پیوندها
سهله دل
اسیر عشق
جنت العباس
مسافر جهنم
تنها ترین دختر
تنها عاشق دیونه
منتظران دولت حق
اواره کوچه تنهایی
کاشی و سرامیک
مرا بسپار در یادت
آمیتیس (گل سرخ)
مورچه های خونگی
مهدی ( خاک پای آقا )
چهار راه عشق ( اقا رضا )
یا فاطمه الزهرا سلام الله علیها
مرغ عشق ..........فواد و غزاله
علمی فرهنگی ورزشی(نسترن)
روانشناسی سرگرمی(حمیدرضا)
در پیچ و خم زندگی (مامان یاسی)
وجدان بیدار بهشهر(اسلام پرست)
کلبه عشق دوست (مهدی عراقی)2
عاشورا مکتب عشق و ایثار و شهادت است
اندیشه نیک
تو که تنها نمی مونی من تنهارو دعا کن
BLOGFA.COM