با همه بی سر سامانیم
باز به دنبال پریشانیم
طاقت فرسودگی ام هیچ نیست
درپی ویران شدن آنیم
امده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانیم
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا تو بگیری و بمیرانیم
خوب ترین حادثه میدانمت
خوب ترین حادثه میدانیم؟
حرف بزن ، ابر مرا باز کن
سالهاست که بارانیم
حرف بزن ، حرف بزن
تشنه یک صحبت طولانیم
تا به کجا می کشیم خوب من
ها نکشانی به پشیمانیم
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۸/۰۹/۱۴ ساعت 10:33 توسط آرام عظیمی
|